azyaz

mahmudardabilli
1972
ana yarpaq/آنا يارپاق
email/ ايمئيل
yazi arxivi/ يازي آرشيوي
باغلانتی لار
سرخور (وبلاگ ادبی سینمایی)
اؤيكولر (1001 اؤيكو ياريشي)
یئل (آتیلا اسکندانی)
Çeviriçi Proqramı
غفور تقی اوغلو
لاچین 222(تنقید وبلاگی)
آذربایجان یازیچیلار بیرلییی
یاشیل (عادل قلی پور)
دوشرگه (همت شهبازی)
کریم عظیمی ججین (پیئس یازاری)
ایلقار فهمی (پیئس یازار دوستوم)
ایواز طاها
بهروز صدیق
قالدیریم (ائلیاد موسوی)
لیت. آذ (آذربایجان ادبیات دوشرگسی)
چوخورلار (حامد احمدی)
تارلالار (دومان اردم)
یاغیش (آیدین آراز)
پیتراق (رامین جهانگیرزاده)
یاشماق (درگی وئبلاقی)
آرتا تئاتر (حسن رشیدی)
1001 گئجه (رضا کاظمی)
كئچميش يازيلار
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
مؤوضوع اوزره آرشیو
شئعر تنقیدی
اؤیکو تنقیدی
اؤیکو
"یئنی نسیل، یئنی ایز" سیرا دانیشیقلاری
آنها كه به مهماني نرفتهاند
آذر بشيرزاده
آذیاز: داستان پیش رو، در سومین جشنواره فصلی آفرینشهای ادبی حوزه هنری اردبیل (زمستان 86) حائز رتبهی اول شده و در دومین جشنوارهی سراسری دفاع مقدس نامزد دریافت جایزه ادبی یوسف (بهمن 1386) بوده است. آذر بشیرزاده نویسنده این داستان پیش از این نیز در دومین دوره داستاننویسی جوانان تهران (انتشارات علمی فرهنگی) و جشنواره ادبی ستارههای کویر سمنان، جشنواره داستانی خرمآباد و جشنوارههای فصلی اول و دوم آفرینشهای ادبی حوزه هنری اردبیل جزء نامزدهای برتر دریافت جایزه بوده است. همچنين اين داستان در مجموعه داستان جنگ با عنوان «دوچرخه سواري در خط مقدم» در بنياد حفظ و نشر ارزشهاي دفاع مقدس اردبيل زير چاپ است.
ضمن آرزوی موفقیت هر چه بیشتر برای این داستاننویس جوان و خوش آتيه اردبیلی، داستان زیر را نخستین بار از طریق اینترنت پیش روی خوانندگان عزیز "آذیاز" قرار میدهیم:

پاهايم توي خيسي لزج و چسبناكي فرو ميرود و چه آرام دارم تو ميروم. نميدانم تا كجا رسيدهام اما پوست صورتم هم دارد اين خنكي را احساس مي كند و موهايم… من كه روسري دارم و اينهمه آب كف اتوبوس از كجا آمده؟ كفپوش خاكستري ميان صندليها را به خاطر ميآورم و حالاست كه بيدار شوم. دارد صبح مي شود و راننده حتمن جايي نگه خواهد داشت، براي نماز صبح. زنها همه كل ميزنند و آن وسط يكي نشسته و چشم دوخته به من.
davamini oxu /آردي وار
يازاري محمود مهدوی شنبه 8 تیر1387 ساعات 12:34 | |
