تبليغاتX
azyaz

azyaz

کارگاه داستان (1)

 

آن‌ها كه به مهماني نرفته‌اند

آذر بشيرزاده

AzarBashirzade@gmail.com

 

آذیاز: داستان پیش رو، در سومین جشنواره فصلی آفرینش­های ادبی حوزه هنری اردبیل (زمستان 86) حائز رتبه­ی اول شده و در دومین جشنواره­ی سراسری دفاع مقدس نامزد دریافت جایزه ادبی یوسف (بهمن 1386) بوده است. آذر بشیرزاده نویسنده این داستان پیش از این نیز در دومین دوره داستان­نویسی جوانان تهران (انتشارات علمی فرهنگی) و جشنواره ادبی ستاره­های کویر سمنان، جشنواره داستانی خرم­آباد و جشنواره­های فصلی اول و دوم آفرینش­های ادبی حوزه هنری اردبیل جزء نامزدهای برتر دریافت جایزه بوده است. همچنين اين داستان در مجموعه داستان جنگ با عنوان «دوچرخه سواري در خط مقدم» در بنياد حفظ و نشر ارزشهاي دفاع مقدس اردبيل زير چاپ است.

ضمن آرزوی موفقیت هر چه بیشتر برای این داستان­نویس جوان و خوش آتيه اردبیلی، داستان زیر را نخستین بار از طریق اینترنت پیش روی خوانندگان عزیز "آذیاز" قرار می­دهیم: 

 

 

پاهايم توي خيسي لزج و چسبناكي فرو مي‌رود و چه آرام دارم تو مي‌روم. نمي‌دانم تا كجا رسيده‌ام اما پوست صورتم هم دارد اين خنكي را احساس مي كند و موهايم من كه روسري دارم و اين‌همه آب كف اتوبوس از كجا آمده؟ كفپوش خاكستري ميان صندلي‌ها را به خاطر مي‌آورم و حالاست كه بيدار شوم. دارد صبح مي شود و راننده حتمن جايي نگه خواهد داشت، براي نماز صبح. زن‌ها همه كل مي‌زنند و آن وسط يكي نشسته و چشم دوخته به من.


davamini oxu /آردي وار

يازاري محمود مهدوی شنبه 8 تیر1387 ساعات 12:34 | |